کریچر جن خانگی بدترکیب پیر خاندان بلک است که بعلت تنها ماندن درخانه باستانی خاندان بلک وناظرفوت بهترین اربابش ریگولوس بلک بوددچارافسردگی شدیدی می‌شود.

اودرآخرین سری داستانی هری پاتر معلوم می‌شودکه به ریگولوس درپیداکردن جان‌پیچ لردولدمورت کمک کرده که این ماجرا باعث مرگ ریگولوس بلک شده ولی او نتوانسته به قولی که به اودر ازبین بردن جان پیچ داده، ناتوان مانده و راز مرگ او را مخفی نگه داشته.

ولی طبق عادات اجنه خانگی که انتظارداشته لااقل سریوس بلک وارث جدیدخاندان وصاحب جدیدش بااو با بدترین شکل رفتارکرده به همین دلیل کریچر باعث مرگ سیریوس بلک می‌شود.

Dobby، جن خانگی در اولین حضورش در کتاب "تالار اسرار"، جن خانگی مِلک اربابی لوسیوس مالفوی بود. اما در پایان آن کتاب، با حقّهٔ هری پاتر، لوسیوس ناخواسته به dobby جورابی داد، که حکم آزادی او بود. Dobby، پس از آن به عنوان یک جن آزاد در آشپزخانهٔ مدرسهٔ هاگوارتز کار و حقوق دریافت می‌کرد.


شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد،غریبم، بی کسم،من دست غم ،غم دست من بوسد،ولنتاین مبارک

 **** **** **** ****

همه به زخمشون دستمال میبندن اما من به زخمم دل بستم ! ولنتاین بر زخم زندگیم مبارک!!!!

کارت-پستال-ولنتاین-2013---سری-7


کارت-پستال-ولنتاین-2013---سری-7


زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهد و با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار و اذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت .
21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تاحالا باهم هیچ مشکلی نداشتیمولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطرمشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال ز من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد.
دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،میتوانند ظاهر بشوند ) در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند. غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران – نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومان پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومان از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند. زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است. گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد جن ها آمدند آنرا بردند و به من گفتند لیاقت نداری. دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت او بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن و یک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم.
صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود. در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دو ماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند و مرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط و نشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دخترم به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آمدند ومرا نمی زنند.تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها داشتم اگر می خواستم می توانستم آنها را ببینم.



مرحوم (( ميرزا علي اكبر نهاوندي )) از كتاب لئالي الاخبار نقل كرده كه : شخص مؤمني با جن مؤمني رفيق شده بود ، آن شخص مي گويد : روزي در مسجد بين صفوف مردم نشسته بودم ، ناگاه آن رفيق جني من ظاهر شد و گفت : چگونه مي بيني حال اين مردمي را كه در مسجدند ؟

گفتم :  بعضي از اينها را مي بينم كه خوابند و بعضي بيدار .

گفت : برسرشان جه مي بيني ؟ گفتم : چيزي نمي بينم ، پس با دست خود چشمهايم را ماليد و مسح كرد و سپس گفت : (( نكاه كن )) چون نگاه كردم  ، ديدم كه برسر هريك از آنان كلاغي نشسته است ، اما بعضي از آن كلاغها گاه با دو بال خود چشم  آن شخصي را كه بر سرش بودند مي پوشاند و گاه بالهاي خود را از جلو چشم كنار مي زند .

از رفيق جن خود پرسيدم كه قضيه اين كلاغها چيست ؟ و چرا اين كار را انجام مي دهند ؟ رفيقم گفت : اين كلاغها شيطانهايي هستند كه بر آن افراد ما مورند و وظيفه دارند كه بر سر آنها بنشينند و هرگاه كه از خدا غفلت كنند شياطين با بالهاي خود جلو چشم آنها را بگيرند .

سپس اين آيه را تلاوت نمود.


(وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ‏ قَرينٌ)



نامزدی هری پاتر و شاهزاده دورگه در MTV MOVIE AWARDS


MTV به تازگي ليست نامزد هاي خود را براي جوايز MTV MOVIE AWARDS اعلام كرده است. و مطابق انتظار همه ششمین اپیزود از سری فیلمهای هری پاتر یعنی هری پاتر و شاهزاده دورگه نيز در ليست نامزد هاي اين جوايز و در قسمت هاي مختلف حضور دارد.

هري پاتر و شاهزاده دورگه در قسمت هاي زير نامزد دزيافت جايزه شده است:

بهترین فیلم

بهترین بازیگر نقش منفی

بهترین بازیگر مرد

بهترین بازیگر زن

البته دنیل رادكليف براي عنوان بهترين بازيگر هم با رقيبان خود رقابت ميكند. رقباي او در براي دريافت اين عنوان بازيگران مشهوري مانند جاني دپ ، كريستن استوارت ، رابرت پتينسون و تيلور لاتنر هستند!

 مشخصات بازيگران هري پاتر كاراكتر ها و اشخاص مطرحي در سينماي جهان به شمار مي روند و اين درحالي است كه هنوز تمامي كتابها به فيلم تبديل نشده اند! و دنيل رادكليف بازيگر جواني است كه قسمت اعظم عمر خود را صرف بازي در نقش و كاراكتر محبوب هري پاتر كرده است و حالا به شخص محبوبي در جهان تبديل شده است!

راي گيري هم اكنون در حال انجام است و شما هم ميتوانيد در اينجا راي خود را اعلام كنيد. مراسم مربوط به اهداي اين جوايز نيز بطور زنده از MTV در تاريخ 6 ‍ژوئن در ساعت 9 بعد از ظهر به وقت محلي پخش خواهد شد.

دنیل رادکلیف به ایران می آید


دنیل رادکلیف در طی مصاحبه ای اعلام کرد قصد سفر به ایران را دارد!

وی در این باره گفت:من ایمیل های فراوانی از طرفداران ایرانی خود دریافت کرده ام و به همین دلیل قصد سفر به کشور ایران را دارم در ضمن در طول این سفر میتوانم از مکان تاریخی ایران نیز دیدن کنم.




ادامه نوشته

ارتباط انسان با جن ها


ارتباط انسان با جن ها



اگر با خواست خودتون وارد دنیای جنها بشید، اونها هم بیشتر در زندگی شما دخالت می کنند. معمولا جنها حریم خصوصی برای انسان قائل نیستند. در هر حالتی و هر جایی ممکنه به سراغ شما بیان. اگر از اونها درخواست کمک کنید، ممکنه کمکتون بکنند ولی درمقابل شاید درخواستهایی از شما داشته باشند که نخواین انجام بدید ولی اونها مجبورتون کنند. جنها قدرت کنترل و نفوذ محدودی بروی مخلوقات دیگه دارند که هرچقدر قدرت روحی مخلوقی بیشتر باشه، نفوذ و تسلط جنها روی اون کمتر میشه. بنابراین کسانی که مراقبه نمی کنند - عبادتهای اکثر دینها نوعی مراقبه ست- آسیب پذیرتر از دیگرانند و بهتره از دوست شدن با جنها صرفنظر کنند. تمسخر و به بازی گرفتن از مواردی ست که جنها رو تحریک و خشمگین می کنه. هیچوقت برای تفریح و خوشگذرونی سراغ جنها نرید.اگر مطالب مربوط به خصوصیات جن رو خونده باشید، متوجه شدید که جنهای مسلمان علاقه ی چندانی به دوست شدن با انسان ندارند. در اکثر مواقع وقتی که انسانها برای ارتباط با جنها تلاش می کنند، جن های کافر هستند که به درخواست ارتباط پاسخ می دن و هدفشون اکثرا سواستفاده، آزار و انحراف انسانهاست . ممکنه ابتدا با کمک این جنها به بعضی چیزهایی که درنظر دارید برسید ولی... مثلا ممکنه با جنی ارتباط برقرار کنید و به شما بگه خداپرستم. با مهربونی و لطف زیاد برای رسیدن به موفقیت و ثروت هم کمکتون کنه. اما یک روز ناگهان از شما بخواد که مادرتون رو بکشید. اون موقع حتی اگر پشیمون باشید چاره ای ندارید. اگر قدرت کنترل شما رو داشته باشه که خواستش رو انجام خواهید داد و اگر نتونه کنترلتون کنه و از انجام اینکار سرپیچی کنید، برای انتقام دست به هرکاری ممکنه بزنه. به این شکل یک دلخوری ساده بین شما و دوست جن کافرتون ممکنه زندگی خیلی از عزیزانتون رو بگیره و سرنوشت خودتون رو کاملا عوض کنه.البته اگر بی اندازه خوش شانس باشید و مهرتون در دل یک جن خداپرست بنشینه و باهاش دوست بشید. باز هم ارتباط راحتی نیست. جنها هم مثل انسانها روحیات متفاوتی دارند. بعضی از جنهای خداپرست شدیدا افراطی هستند. ممکنه بخاطر انجام کاری که بنظرشون گناه بوده از شما ناراحت بشن و به شیوه ی خودشون تنبیه تون کنند. مثل بســــیاری از جنهای مسلمان که بخاطر رفتار بد انسانها با پیامبران و امامها، شدیدا از انسانها ناراحتند و گاهی به این دلیل به انسانهای بی ملاحظه که حرمت دینها رو نگه نمی دارند صدماتی می زنند.پس به این راحتی داوطلب وارد شدن به وادیی که خیلی کم ازش اطلاعات دارید نشید. ما در کنار این مخلوقات زندگی می کنیم و صد در صد همه ی شما دوستان تا حالا با تعداد زیادی جن در ارتباط بودید ولی این ارتباط با تسخیر و درخواست امدادهای غیبی فرق می کنه!

قبرستان جن ها در ایران


قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )

قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )
 
قبرستانی خاموش و مرموز در جنوب شرقی ترین نقطه ایران، استان سیستان و بلوچستان، شهر چابهار، روستای تیس. روستایی باستانی با قدمتی حداقل 2300 ساله که در آن اعتقادات و باورهای مردم بلوچ با راز آمیزی و سکوت ژرفناک طبیعت آن و آثار باستانی بر جای مانده پیوند خورده است و گورستان جن که بلوچ ها به آن " جن سنط " می گویند یکی از این رازهاست. قبرها در کنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند.
 
قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )
 
حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدکنندگان را بر می انگیزد . چه کسانی این گورهارا حفر کرده اند؟ چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب کرده اند؟ این گورها با چه وسیله ای حفر شده است؟ در پاسخ به این پرسش ها مانند این گورستان جز سکوت و خاموشی چیزی نمی شنویم. شاید به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی اجساد، رنج کندن سنگ را بر خود هموار می کردند و گورها را اینچنین می ساختند.
 
قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )
 
قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )
 
شاید برای احترام به مردگان بوده و شاید هم باور مردم محلی درست باشد که " این گورها متعلق به جن هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ ها دفن کرده اند، شب که می رسد، جنها بر سر گور از دست رفتگان خود حاضر می شوند و به مویه و مرثیه سرایی مشغول می گردند. هر کس که شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن ها قرار می گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می میرد."
 
قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )
 
قبرستان جن ها در ایران !! (+ تصاویر )

بشر امروزی با وسایل ابتدایی به دشواری توانایی حفر این گورها را بر روی سطح سخت سنگی دارد. شاید به همین دلیل است که مردم محلی حفر این گورها را به نیرویی مافوق بشر نسبت می دهند.این گورستان بر تپه ای کم ارتفاع مشرف بر روستای تیس و در پای کوه پیل بند قرار گرفته است. در کنار این گورستان که به قبرستان شماره یک تیس مشهور است، قبرستان امروزی مردم روستا قرار دارد. اما گورهای این گورستان بر سطح خاکی نرم حفر می شوند. مردم روستا اگرچه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک می سپارند اما مراقبند که شب گذرشان به گورستان جن ها نیفتد!

5 دختر 19 ساله آمریکایی با شغل جن گیری!


اکثر دختران در سنین نوجوانی بیشتر وقت خود را صرف خرید کردن و گردش با دوستان خود می کنند اما گروهی از دختران در امریکا وجود دارند که از مدرسه باب لارسون در رشته جن گیری فارغ التحصیل شده و به کار جن گیری و خارج کردن ارواح شیطانی از بدن افراد می پردازند!!

ساوانا، جس، کریستینا، ملانی و براین دخترانی هستند که بین 16 تا 19 سال سن دارند و پس از اینکه کشیش باب لارسون اعلام کرد که به افراد با ایمانی برای از بین بردن نیروهای شیطانی نیاز دارد، به مدرسه او مراجعه کرده و آموزش های لازم برای جن گیری و مبارزه با شیاطین را آموختند.
 

به گزارش ایران ناز این دختران می گویند که این کار بسیار سخت، دشوار و در بعضی مواقع واقعا ترسناک است. آنها برای دفع جن و شیطان از بدن فرد مورد نظر از انجیل، صلیب و آب مقدس استفاده می کنند و برای اینکار از مردم هیچ گونه هزینه ای دریافت نمی کنند اما بیشتر مردم به آنها مبلغی پرداخت می کنند تا هزینه سفر آنها جبران شود.

براین می گوید که آنها خیلی کم برنامه های تلویزیون را تماشا می کنند چرا که در این برنامه ها شیطان را کاملا حس می کنند. آنها حتی اعتقاد دارند که فیلم هایی مانند هری پاتر و گرگ و میش، باعث تحریک شر و شیطان می شوند!

اجنه


نامزدی هری پاتر و شاهزاده دورگه در MTV MOVIE AWARDS


نامزدی هری پاتر و شاهزاده دورگه در MTV MOVIE AWARDS

MTV به تازگي ليست نامزد هاي خود را براي جوايز MTV MOVIE AWARDS اعلام كرده است. و مطابق انتظار همه ششمین اپیزود از سری فیلمهای هری پاتر یعنی هری پاتر و شاهزاده دورگه نيز در ليست نامزد هاي اين جوايز و در قسمت هاي مختلف حضور دارد.

هري پاتر و شاهزاده دورگه در قسمت هاي زير نامزد دزيافت جايزه شده است:

بهترين فيلم – Harry Potter and the Half-Blood Prince

بهترين بازيگر نقش منفي – Tom Felton

بهترين بازيگر مرد – Daniel Radcliffe

بهترين بازيگر زن – Emma Watson

البته دنيل رادكليف براي بهترين دريافت عنوان بهترين بازيگر هم با رقيبان خود رقابت ميكند. رقباي او در براي دريافت اين عنوان بازيگران مشهوري مانند جاني دپ ، كريستن استوارت ، رابرت پتينسون و تيلور لاتنر هستند!

- مشخصات بازيگران هري پاتر كاراكتر ها و اشخاص مطرحي در سينماي جهان به شمار مي روند و اين درحالي است كه هنوز تمامي كتابها به فيلم تبديل نشده اند! و دنيل رادكليف بازيگر جواني است كه قسمت اعظم عمر خود را صرف بازي در نقش و كاراكتر محبوب هري پاتر كرده است و حالا به شخص محبوبي در جهان تبديل شده است!

راي گيري هم اكنون در حال انجام است و شما هم ميتوانيد در اينجا راي خود را اعلام كنيد. مراسم مربوط به اهداي اين جوايز نيز بطور زنده از MTV در تاريخ ۶ ‍ژوئن در ساعت ۹ بعد از ظهر به وقت محلي پخش خواهد شد.